Monday, October 6, 2008

سرب داغ، آهن گداخته، ترکش خمپاره  ،120

نزدیک صبح است حدود 45 دقیقه تا اذان 
آروز ی هرکسی است که در این اوقات حضور قلب داشته باشه
در این ساعات قلبی آکنده از عشق به خدا ورو تجربه کنه
عشقش که پایانی ندارد
عاشق هر که شدم از دستم رفت
ولی هنوز عاشق تو نشده ام
اصلا بلد نیستم عاشق بشم
 ای کاش من هم مثل شهدا  عاشق میشدم

سرب داغ،
آهن گداخته،
ترکش خمپاره  ،120


چه جوری  از اینا گذشتن 
چه جوری
چه جوری

No comments: