Wednesday, January 9, 2008

خستگی و خستگی و خستگی

امشب شب اول محرم است کلی غم توی دلم نشته
نمیدونم چرا
ولی دلم میخواد نباشم
از خودم از همه چیز خسته شدم
از کار
از دنیا
از دوست
از آشنا
از همکار
از رییس
از  زیر دست
خسته خسته خسته
امروز سر کار صبح نرفتم
کلی هماهنگی رو انجام ندادم
همه کار ها زمین موند
همه چیز رو بهم ریختم
20 تماس داشتم همه رو نادیده گرفتم
از همه همینجا عذر میخوام
باید یه 10 روزی برم مرخصی
میرم
ولی باید اول آرشیو  ورصد رو راه بندازم
خیلی کار سختیه ولی مثل  مدیریت فنی راش می ندازم
من راش میندازم
با کمترین امکانات و بهترین برآیند
من باید این کار رو انجام بدم
خدایا کمکم کن

No comments: