Wednesday, January 9, 2008

خستگی و خستگی و خستگی

امشب شب اول محرم است کلی غم توی دلم نشته
نمیدونم چرا
ولی دلم میخواد نباشم
از خودم از همه چیز خسته شدم
از کار
از دنیا
از دوست
از آشنا
از همکار
از رییس
از  زیر دست
خسته خسته خسته
امروز سر کار صبح نرفتم
کلی هماهنگی رو انجام ندادم
همه کار ها زمین موند
همه چیز رو بهم ریختم
20 تماس داشتم همه رو نادیده گرفتم
از همه همینجا عذر میخوام
باید یه 10 روزی برم مرخصی
میرم
ولی باید اول آرشیو  ورصد رو راه بندازم
خیلی کار سختیه ولی مثل  مدیریت فنی راش می ندازم
من راش میندازم
با کمترین امکانات و بهترین برآیند
من باید این کار رو انجام بدم
خدایا کمکم کن

Friday, January 4, 2008

امروز روز خانواده

امروز روز خانواده است
این روز روبه تمام اونایی که خانواده رو محکمترین بنیان جامعه میدونن تبریک میگم
امروز رو به تموم اونایی که از خانواده محترمشون دور هستند
ولحظه شماری میکنن تا در آغوش گرم خانواده آروم بگیرن تبریک میگم

ما هم امروز یه روز خوبی برای خانواده داشتیم
داماد محترم از مکه و پدر محترم از مشهد تشریف آوردن
اولش ساعت 5 صبج همه رفتیم تا حاجی رو بیاریم
ساعت 7 بعد از یه استراحت رفتیم
حرم حضرت معصومه علیها السلام
خوب بود با صفا مثل همیشه
همه بودن
همه داییها
همه همسایه ها
سید رضوی هم چاوش خونی رو از سر کوچه شروع کرد
همه چی هماهنگ و سر ساعت دقیق انجام شد
یه گوسفندی هم سر راه ........
رضا فیلم برداری میکرد من همه چیرو زیر نظر داشتم
ذکر توسل باحالی تو چند دقیقه انجام شد
خوب بود
خیلی
ساعت شده بود 8:30
من باید میرفتم دلم میخواست باشم
خیلی وقت بود خانوداه این جوری دور هم جمع نشده بودن
خلاصه من سریع پریدم رو موتور رفتم سر کار
شد 8:39
همین
***********
امید وارم

اونایی که خورشید رو دوست دارن
اونایی که آسمون رو خوب نگاه میکنن
اونایی که برای ابرها تصویرخیالی نقاشی میکنن
اونایی که ستاره ها رو راهنمای راهشون قرار میدن
اونای که غروب رو نگاه میکنن
اوناییی تماشای طلوع رو از دست نمیدن
اونایی که همیشه به عشق خانواده به خدا عشق می ورزن

اونی که الان نمیدونم کجاست
و همه رو میبینه ولی کسی اونو نمیبینه
و من همه رو میبینم ولی اونو نمیبینم
امید است به هرجا باشی
در این ساعت و در هر ساعت
خدا باشد برای تو حافظ و نگهبان
آمین

Thursday, January 3, 2008

روز جمعه شد و ......

روز جمعه شد و دلبر نیومد
ای خدا کاسه صبرم سر اومد
عشق من ساقی من ساغر من
اشک من خنده من دلبر من
ای خدا عمری بده تا نمیرم
آقام و ببینم و بعد بمیرم
میشه این آرزو تو دل نمونه
آخه این آرزوی هممونه
گل نرکس گل سرخ حیدری
به خدا تو ازهمه دل میبری
من که از دیدن تو سیر نمیشم
اگه یک نگام کنی پیر نمیشم
الهی کور بشه چشم دشمنات
هرچی عاشقع بشه یه جا فدات
میدونم توهم منو دوستم داری
اما از کارای من خبر داری