نمی دونم با این اوضاع فرهنگی به کجا کشیده میشیم اصل اینه که کتاب چراغ راهه حالا میان تمام این چراغ ها رو به دلایل واهی جمع میکنن تا نکنه باعث فساد یا نمیدونم هرچیزی بشه که اونا ازش ناراحت هستند
این پاک کردن صورت مسئله نیست
اینم لینک خبر
http://www.roozna.com/Negaresh_site/FullStory/?Id=48764
كافهكتابهاي تهران پلمب ميشوند
گروه ادب وهنر-پرويز براتي: روز گذشته اخطاريهاي براي كافهكتاب هاي فعال در شهر تهران صادر شد كه به موجب آن، اين كافهكتاب ها 72 ساعت فرصت دارند نسبت به تخليه محل فعاليت خود اقدام كنند. اداره اماكن عمومي پايتخت اخطاريههاي جداگانهاي براي كافهكتابهاي نشر ثالث، شهر كتاب ونك، كتاب روشن و بدرقه جاويدان فرستاده و با بهانه قرار دادن <تداخل صنفي> در مراكز مزبور، حكم به تخليه آنها داده است.
اين اولين بار نيست كه كافهكتابي تعطيل ميشود، چرا كه پيش از اين سريال تعطيلي كافهكتابها با تعطيلي كافهكتاب نشر چشمه وارد مرحله تازهاي شده بود.يك ماه پيش، يعني زماني كه اهالي پايتخت خود را براي ماه مبارك رمضان آماده ميكردند، ماموران اداره اماكن به كتابفروشيهايي كه كافهكتاب دارند مراجعه كردند و از آنها خواستند به اين اداره مراجعه كنند. مراجعه صاحبان كتابفروشي البته به جايي نرسيد و تنها طي يكي دو روز، حكم تعطيلي كافهكتابهاي آنها به دستشان داده شد.
بر اين اساس،كافه كتابهاي تهران تنها 48 ساعت فرصت دارند تا فروشگاهشان را تخليه كنند. اين در حالي است كه هماكنون كافهكتاب سراي اهل قلم وابسته به وزارت ارشاد كه چند هفتهاي از فعاليت آن ميگذرد بدون هرگونه مشكلي به فعاليت خود ادامه ميدهد و اين شائبه را پيش آورده كه وزارت ارشاد كافهكتاب خود را فعال كرده اما حمايتي از فعاليت ديگر كافهكتابها نميكند. از سوي ديگر به گفته صاحب يكي از اين كافهكتابها، فشار به كتابفروشيها و كافهكتابها همزمان با افتتاح كافهكتاب سراي اهل قلم تشديد شده و ذهنها را متوجه اين امر كرده كه وزارت ارشاد به عنوان ناظر كتابفروشيها و انتشاراتيها، ميبايست از اين مراكز حمايت كند.
كافهكتاب، معيار عالم كتابخواني
اداره اماكن مساله <تداخل صنفي> را به عنوان ايراد وارده به فعاليت كافهكتابها اعلام كرده است. اين در حالي است كه طي 4، 5 سال گذشته، فعاليت كافهكتابها عرف فضاهاي فرهنگي شده و ديگر اين روزها تقريبا هر كتابفروشياي يك كافهكتاب هم دارد. وجود <كافهكتاب> در هر كتابفروشي، باعث رفت و آمد اهالي فرهنگ به محلهاي عرضه كتاب شده و رويكرد فرهنگي جديدي را زمينهساز شده است. متاسفانه بر مبناي آماري غيررسمي، طي 3، 4 سال اخير بيش از 200 كتابفروشي تعطيل شده كه اين امر سبب ميشود رغبت چنداني براي اين مراكز براي ادامه فعاليت وجود نداشته باشد. سيروس ابراهيمزاده (بازيگر و نمايشنامهنويس) وجود <كافهكتاب> را در تمام دنيا مرسوم ميداند و ميگويد: <در تمام كشورهاي دنيا محلي براي دور هم جمع شدن هنرمندان، نويسندگان و اهالي فرهنگ و ادب وجود دارد كه به طور سنتي پايگاه و خاستگاه بسياري از انديشهها بودهاند و حتي زمينهساز پيدايش مكتبها و سبكهاي جديد ادبي و هنري شدهاند.> به گفته او، در پاريس، لندن و نيويورك مراكز بسياري است كه در قالب <كافهكتاب> افراد در آنجا حضور مييابند و به بحث و تبادل نظر پيرامون مسائل مختلف ميپردازند. به فهرست كشورهايي كه ابراهيمزاده از آنها ياد ميكند بايد كشورهاي سوريه، تركيه، مالزي و امارات عربي متحده (دبي) را هم افزود كه ديگر اين روزها كتابفروشيهايشان با استاندارد جديد <كافهكتاب> كار ميكنند. يك كلام آنكه كتابفروشيهاي بزرگ دنيا همگي كافهكتاب دارند و ديگر اين روزها داشتن <كافه كتاب> معيار عالم كتاب و كتابخواني شده است.
ابراهيمزاده البته دليل ديگري هم بر ضرورت وجود كافهكتابها برميشمرد: <گاهي اوقات براي من نويسنده يا نمايشنامهنويس امكان پذيرايي از دوستانم نيست. به فرض ميخواهم نمايشنامه جديدم را براي دوستانم بخوانم يا با آنها بر سر همكاري جديدمان صحبت كنم، اما در منزل امكان انجام آن نيست، اينجاست كه <كافهكتاب> بهترين گزينه براي اين منظور خواهد بود.> حتي به گفته او، بسياري از نويسندگان دنيا <كافهكتاب> را به عنوان محلي براي نوشتن انتخاب ميكنند. اگر به حافظه چند دهه اخير خودمان هم رجوع كنيم با محلهايي چون كافه نادري يا كافه معيني در لالهزار برميخوريم كه در شكلدهي به وضعيت ادبيات و فرهنگ معاصر ما نقش داشتهاند. از طرف ديگر، <كافهكتاب>ها به خودي خود فرهنگ كافهنشيني را بالا ميبرند و مفهوم اين مكان را بهبود ميبخشند، چرا كه كافهكتابها محيطهايي هستند كه شخص مراجعهكننده، ضمن خوردن يك نوشيدني يا قهوه، روزنامه ميخواند يا كتابي را تورق ميكند. از جمله كافهكتابهاي تاثيرگذاري كه در ايران نقش مثبتي در ترميم فرهنگ كافهنشيني ايفا كرده ميتوان به كافهكتاب نشر ثالث اشاره كرد. اگر خاطرمان باشد در همين كافهكتاب بود كه شخصيتهاي بزرگ ادبي نظير اورهان پاموك (برنده جايزه نوبل) يا آدونيس با نويسندگان و مترجمان ايراني به گفتوگو نشستند و عملا اين كافهكتاب را به محلي براي تبادل فرهنگي و برگزاري ميزگردهاي سودمند ادبي مبدل كردند.
تجديدنظر كنيد
شماري از نويسندگان و فعالان فرهنگي بعد از شنيدن خبر تعطيلي پنج كافهكتاب با اعتراض به اين رويه، خواهان مشخص شدن دقيق علت اين تعطيليها شدهاند. يكي از صاحبان اين كافهكتابها ضمن وارد ندانستن ايراد <تداخل صنفي> از سوي اداره اماكن ميگويد: <وجود يك كافه در كنار يك مركز فرهنگي اين روزها ديگر عرف شده. براي مثال هر سينمايي يك كافه هم دارد يا در هر باشگاه بيلياردي يك كافه مشاهده ميشود. آيا اداره اماكن به جرم اينكه هر سينما يك جواز براي فعاليت دارد بايد با فعاليت كافه آن برخورد كند؟>همچنين برخي ديگر از اهالي فرهنگ معتقدند اگر بهانه اماكن براي تعطيلي كافهكتابها <تداخل صنفي> موجود در آنهاست بايد راهي براي آن پيدا كرد. از سوي ديگر، چنانچه مسائلي از قبيل عدم رعايت حجاب باعث تعطيلي اين مراكز شده آن هم راهحل دارد.خواسته اين افراد اين است كه كتابفروشي محل مقدسي است و از اين رو بايد در اين تصميم تجديدنظر شود.انتهاي خبر // روزنا - وب سایت اطلاع رسانی اعتماد ملی//www.roozna.com
No comments:
Post a Comment